یادش بخیر «سرمشقهای آب بابا»......
سرمشقهای آب، بابا یادمان رفت
رسم نوشتن با قلمها یادمان رفت
گل کردن لبخندهای همکلاسی
در یک نگاه ساده حتی یادمان رفت
ترس از معلم، حل تمرین، پای تخته
آن لحظه های بی کلک را یادمان رفت
راه فرار از مشقهای زنگ اول
ای وای ننوشتیم آقا، یادمان رفت!
آن روزها را آن قدر شوخی گرفتیم
جدیت "تصمیم کبری" یادمان رفت
شعر "خدای مهربان" را حفظ کردیم
یادش به خیر، اما خدا را یادمان رفت!
در گوشمان خواندند رسم آدمیت
آن حرفها را زود، اما یادمان رفت
فردا چه کاره می شويد؟ موضوع انشا
ساده نوشتیم آن قدر تا یادمان رفت
رسم نوشتن با قلمها یادمان رفت
گل کردن لبخندهای همکلاسی
در یک نگاه ساده حتی یادمان رفت
ترس از معلم، حل تمرین، پای تخته
آن لحظه های بی کلک را یادمان رفت
راه فرار از مشقهای زنگ اول
ای وای ننوشتیم آقا، یادمان رفت!
آن روزها را آن قدر شوخی گرفتیم
جدیت "تصمیم کبری" یادمان رفت
شعر "خدای مهربان" را حفظ کردیم
یادش به خیر، اما خدا را یادمان رفت!
در گوشمان خواندند رسم آدمیت
آن حرفها را زود، اما یادمان رفت
فردا چه کاره می شويد؟ موضوع انشا
ساده نوشتیم آن قدر تا یادمان رفت
+ نوشته شده در سه شنبه ۸ بهمن ۱۳۹۲ ساعت 19:5 توسط بـهـرام پـــارســـــــا
|
از دیار آریوبرزنم ،از دیار شیرمردان پد خندقم ،بهرامم،نیاکانم پارسا را برای فامیلم انتخاب کردند کاش میبودم ولی نمیتوانم .معلمم وافتخار میکنم ولی ایکاش سیاسیون کاری به معلمان وفرهنگیان نداشتند .